بر ماسه های کور و کر بر ناله ها بر ناله های مرداب یک سخن بر جاست کاش دریابی مرا که بودنت زیباست در غروبی که غم محنتی میگذرد بر جان انگاه بخوان با من بیمار این قصه بس زیباست کاش دریابی مرا که بودنت زیباست
+ نوشته شده توسط کبوتر در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 و ساعت
17:56 |

